و تو چه با وقار و متانت گام برمیداشتی؛
با هرقَدَمت
دروازه ای از قلبم گشوده میشد
حقیقت چیست؟
حقیقت چشمان سیاه...
چه با شرم و حیا، هربار از من نگاه میپوشاندی
درست پشت سرت بودم! صدای ضربان قلبت را احساس میکردم
و انگشتان ظریفت که با لنز و دوربین، جادو میکرد...
عینکت را که برای عکاسی های حساس برمیداشتی،
آن مانتوی سبز ماشی رنگ وشال الوان
من محتاج یک کلام
برچسب: اولین,نگاه,
نویسنده: نگار شمس
تاريخ: چهارشنبه
22 شهريور
1396 ساعت: 23:06